تبلیغات

گردنبند مرغ آمين
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد ، با جنس استیل عالی ، طراحی بی نظیر و شگفت انگیز ، گردنبندی زیبا با ظاهری متفاوت ، نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید

اوبر، گوگل و تسلا / شرکت هایی که برخلاف تصور مردم ساختارشکن نبودند

آیا هر شرکتی که با نوآوری های خود، به موفقیت فوق العاده ای دست پیدا می کند و رهبری بازار را در دست می گیرد، یک شرکت ساختارشکن است؟

در طول یک دوره زمانی، واژه «ساختارشکن» اصطلاحی بسیار قدرتمند و استعاره از شرکت هایی بود که نوآوری بسیار بالایی داشتند. این شرکت ها صنعت جدیدی خلق می کردند یا صنایع قدیمی را کاملا متحول می ساختند. بعدها روزنامه نگاران و کارآفرینان از این واژه برای توصیف هر کسب وکاری که ایده ای منحصربه فرد و احتمال رشد و موفقیت بالایی داشت، استفاده کردند.

منظور ما زیر سؤال بردن ارزش این شرکت ها نیست. مسئله این است که این شرکت ها، نمونه و الگوی دقیق تحول و تغییر فرم صنعت خود نیستند.

اوبر

اوبر به عنوان یکی از مراکز مهم تکنولوژی شناخته می شود که ماهیت صنعت حمل ونقل را متحول کرده است. این استارت آپ که سرمایه خود را ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش داده، دسامبر سال ۲۰۱۷ بیش از ۶۹ میلیارد دلار ارزش گذاری شد. پس چرا نمی توانیم آن را یک شرکت ساختارشکن بدانیم؟

کلایتون کریستنسن، استاد دانشگاه هاروارد، در سال ۱۹۹۷ در کتاب «معضلات نوآوری» اصطلاح ساختارشکن را مطرح کرد. به عقیده او ساختارشکنی به معنی ساخت کسب وکاری است که در یک بازار سطح پایین به مزیت می رسد؛ بازاری که در آن شرکت های غالب و رهبر، از جست وجوی سودآوری دست کشیده اند. همانطور که کریستنسن می گوید، ساختارشکنی واقعی به خلق یک بازار کاملا جدیدی منجر می شود و مشتریان کاملا جدیدی را هم جذب می کند.

اوبر در گروه شرکت های ساختارشکن قرار نمی گیرد. خدمات اوبر، خدماتی جایگزین برای بازار تاکسیرانی بود که مشتریان همیشگی خودش را داشت. اگرچه سرویس های اوبر ارزان تر از تاکسی ها است، ولی بازار جدیدی را به وجود نیاورده.

یکی دیگر از گزینه های ساختارشکنی، زمانی است که یک شرکت در یک بازار لوکس یا سطح بالا، محصولاتی ارزان و به صرفه عرضه می کند. در ادامه و در طول زمان این شرکت با محصولات خود، چهره بازار را متحول می کند.

اوبر با خدمات باکیفیت و سطح بالا (محصولات بهتر) به یک رقیب قدرتمندتر و برتر تبدیل شد. بنابراین در این گروه نیز جای نمی گیرد.

گوگل

تکنولوژی زمینه مناسبی برای ایجاد ساختارشکنی فراهم کرده است. پیشرفت های فناوری، خدمات ارزان تر و مفیدتری در دسترس عموم قرار داده و هم زمان محصولات جدیدی عرضه می کند که پیش از این وجود نداشتند. به همین دلیل اغلب مردم وقتی به فناوری های واقعی ساختارشکن فکر می کنند، نام گوگل یعنی موتور جست وجوی محبوب جهان را در ذهن خود تداعی می کنند.

اما گوگل یک شرکت ساختارشکن محسوب نمی شود. گوگل اولین شرکتی نبود که مدل موتور جست وجوی اینترنتی را عرضه کرد. در سال ۱۹۹۰، یک موتور جست وجو به نام Archie کار خود را با دریافت درخواست های کاربر و مطابقت آنها با وب سایت ها، آغاز کرد. در سال ۱۹۹۳، روبات ها و search crawler-ها برای ساخت شاخص های وب مورداستفاده قرار می گرفتند.

زمانی که گوگل کار خود را آغاز کرد، ده ها گزینه جست وجوی وب نظیر یاهو و Ask Jeeves وجود داشتند. در واقع گوگل بازار جدیدی ایجاد نکرد، بلکه محصولی عرضه کرد که از همه گزینه های قبلی، کیفیت بهتری داشت.

گوگل در سایر حوزه ها هم ساختارشکن نبود. زمانی که گوگل محصول نوآورانه و محبوب Gmail را توسعه داد، سرویس های ایمیل باکیفیت و کاربردی زیادی وجود داشتند. حتی سرمایه گذاری های این شرکت روی فناوری های آینده، نظیر اتومبیل های خودران، بر اساس راه حل های بهبودیافته پایگاه فعلی مشتریان ساخته شده اند.

تسلا

رویکرد کسب و کار تسلا موتورز، مبتنی بر نوآوری های قدرتمند و دائمی است. این شرکت از زمان تأسیس تاکنون، به ارزشمندترین شرکت تولیدکننده اتومبیل در آمریکا تبدیل شده است. تسلا مدل های جدید و مقرون به صرفه اتومبیل های الکتریکی را معرفی کرده و به معرفی مفهوم رانندگی نیمه خودکار کمک کرده است.

در حقیقت تسلا با سرعت شگفت انگیز نوآوری های خود، از رقبا پیشی گرفته و به موفقیت های خیره کننده ای دست یافته است، اما هنوز یک شرکت ساختارشکن نیست.

تسلا ساختارشکن نیست، زیرا محصولات خود را در بازاری عرضه می کند که پیش ازاین نیز وجود داشته است. اتومبیل های هیبریدی و الکتریکی تسلا جدید نبودند. به علاوه این شرکت صرفا یک طراحی موجود را بهبود داده است، بنابراین خریداران فعلی اتومبیل، محصولات ارتقا یافته تسلا را می خرند و مشتری جدیدی در این بازار ظهور نکرده است.

به علاوه به یاد داشته باشیم که حتی ارزان ترین مدل های تسلا، حدود ۷۰هزار دلار قیمت دارند و خارج از محدوده قیمتی شرکت های ساختارشکن (که تلاش می کنند نیاز بخش های محروم بازار را تأمین کنند) قرار می گیرند.

به این نکته توجه کنید: پیش از اینکه هر کسب وکاری را ساختارشکن بدانیم، باید مشخصات و ویژگی های آن را بررسی کنیم. اگر شرکتی یک مفهوم فعلی را بهبود داده، شانس دسترسی به جایگاه «ساختارشکن» را دارد، اما آیا بازار جدیدی خلق می کند؟ اگر این شرکت روی مشتریان فعلی سرمایه گذاری می کند و چیزی بیش از درخواست آنها ارائه می کند، احتمال پیروزی خود را در رقابت بالا می برد. ولی مشتریان جدیدی را که قبلا در این بازار حضور نداشتند، جذب نمی کند.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار